
بسمه تعالی
شركت كننده محترم اولین جشنواره وبلاگ نويسي بسیجیان استان کرمان
ضمن عرض سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات نزد خداوندمتعال
از اين كه در جشنواره وبلاگ نويسي بسیجیان استان کرمان ثبت نام كردهايد خرسنديم واميدواريم كه اين مسابقه بهانه اي باشد براي انديشيدن ، فعالیت و خلق آثار هنري ماندگار و اثرگذار در فضاي مجازي توسط شما.
لازم است تادر اين زمان چند نكته ي مهم را به اطلاع شما دوست گرامي برسانيم:
1. ویلاگ شما دوست گرامی به بخش داوری جشنواره راه یافته است لذا جهت داوری وبلاگ شما توسط داوران جشنواره حداکثر تا تاریخ 15/11/1388 اطلاعیه برگزاری جشنواره را در صفحه ی اول وبلاگ خود قرار دهید، در غیر این صورت وبلاگ شما دوست گرامی بررسی نخواهد شد.
2. ضمنا شناسه (کد) بسیجی خود را حداکثر تا تاریخ 16/11/1388 به شماره 30007694 پیامک نمائید.
زمان برگزاری جشنواره: چهارشنبه 21/11/88 از ساعت 8 الی 12
مکان : سالن قرآن حدیث بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس واقع در جنب مصلی کرمان
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 16:50  توسط زهرا گل محمدی
|
مقام معظم رهبري همچون امام راحل به افشاگري و روشنگري عليه نظام استكبار جهاني و در راس آن آمريكا پرداخته اند كه همواره چراغ راه ملت انقلابي و مومن ايران اسلامي بوده است.سخنراني هاي مكرر و متعددي از معظم له به يادگار مانده كه به زيبايي و رسايي ماهيت نظام سلطه را براي مردم تبيين فرموده اند.

بي شك روشنگري هاي ايشان نقش موثري در آگاهي و بصيرت جواناني كه انقلاب را درك نكرده اند و خيانت ها و خبائث نظام سلطه را در آن زمان به ياد ندارند داشته است.دغدغه ايشان انتقال اين فهم و شناخت از نظام استكبار به نسل جوان است تا آنان بر اثر هيا هو و تبليغات سوء دشمنان از شناخت چهره حقيقي استكبار باز نمانند.ايشان معنا و مفهوم استكبار را به خوبي تبيين كردهاند.ايشان مي فرمايند:”استكبار بيشتر به جنبه عملي تكبر توجه دارد،يعني كه كبر مي ورزد و خود را بالاتر از ديگران مي داند،در رفتار خود با ديگران هم طوري كار را سازماندهي مي كند كه اين تكبر در عمل مشخص و واضح ميشود،ديگران را حقير مي كند،به ديگران اهانت مي كند،در كار ديگران دخالت مي كند و براي ديگران به عنوان تصميم گيرنده ظاهر ميشود.”1
از منظر ايشان مستكبرين جهاني همان دولت ها و قدرت هايي هستند كه نسبت به حقوق ملتهاي ديگر اجحاف مي كنند،ثروت آانها را ميبرند ،در حكومت آنان دخالت مي كنند،در سياست هاي آنان اعمال نظر مي كنند و آنها را به اين سمت و آن سمت مي كشانند.معظم له رفتار دولتمردان آمريكا را مصداق استكبار ميدانند و مي فرمايند:استكبار يعني روح تكبر و بي اعتنايي به ارزش هاي ملت هاي ديگر و دخالت در امور ملت ها و به خود حق دادن،همين چيزي كه الان در كلمات روساي آمريكايي ملاحظه مي كنيد.راجع به دخالت خودشان در عراق يا هر جاي ديگر طوري حرف مي زنند،مثل اينكه اينها صاحبان دنيايند،واقعا انسان كمتر دولتي را مي تواند پيدا كند كه با لحني حرف بزند كه اينها راجع به كشور هاي خاورميانه حرف مي زنند.اين كشور ها را مال خودشان مي دانند،استكبار يعني اين.”2
نكته بارز و برجسته ديگر در ديدگاه مقام معظم رهبري نسبت به استكبار اين است كه استكبار جهاني را يك دولت نمي دانند بلكه آن را يك مجموعه قدرت مي دانند.”امروز كشور و ملت شما با يك امپراتوري قدرت در سرتاسر جهان روبه رو و مواجه است.يعني در حقيقت يك مجموعه سياسي،اقتصادي و فرهنگي كه در مهم ترين مراكز قدرت جهاني تسلط دارد.همان چيزي است كه ما در اصطلاح انقلاب اسلامي به آن استكبار جهاني ميگوييم.”3
مقام معظم رهبري براي تعاريفي كه از استكبار جهاني ارائه مي دهند،مصداق ميآورند.ايشان”دولتي را كه علي رغم منافع ملتها به خود حق مي دهد كه منافع خو د را تامين كند،دولتي كه به خود حق مي دهد اگر دولتي مخالف او بود صريحا و علنا و بدون هيچ خجالتي بگويد من او را بر مي اندازم همان روح استكبار است.”4
معظم له مصداق بارز اين دولت را دولت آمريكا مي دانند و مي فرمايند:”همين چيزي كه امروز از آمريكا نسبت به بسياري از دولت هاي آمريكاي لاتين و بعضي جاهاي دنيا سر مي زند.”5
ايشان اقدامات آمريكا را در كشتار هزاران انسان و انفجار بمب در هيروشيما و سرنگوني هواپيماي مسافربري را مصداق اعمال مستكبرانه اين رژيم مي دانند.ايشان مي فرمايند:”اصلامفهوم استكبار در قرآن همين است كه عنصري يا شخصي يا جمعي يا جناحي خود را بالاتر از حق به حساب آورد و زير بار حق نرود و خود و قدرتش را ملاك حق قرار بدهد6.
پي نوشتها:
1-بيانات مقام معظم رهبري75/8/9
2 بيانات مقام معظم رهبري81/8/13
3- بيانات مقام معظم رهبري20 77/5/
4- بيانات مقام معظم رهبري68/8/10
5-همان
6-همان
حميد حسين زاده
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 21:2  توسط زهرا گل محمدی
|
به گزارش خبرگزاري فارس از كرمان، حجتالاسلام علي ابراهيمي صبح امروز در راهپيمايي ضد استكباري 13 آبان با تشريح اوضاع سياسي كشور در سال 58 اظهار داشت: استكبار جهاني به سركردگي آمريكا از ابتداي پيروزي انقلاب بناي دشمني و نابودي اين انقلاب و نظام را دارد.
وي افزود: آمريكا سفارتخانه خود را در تهران به جاسوسخانهاي براي اين منظور بدل كرده بود كه به همت دانشجويان پيرو خط امام راحل در 13 آبان ماه سال 58 اين لانه جاسوسي تسخير و كاركنان جاسوس آن به گروگان در آمدند.

ابراهيمي تصريح كرد: بنا به اهميت اين اقدام متهورانه و شجاعانه دانشجويان پيرو خط امام راحل، رهبر كبير انقلاب اين حركت را انقلاب دوم ناميدند زيرا با تسخير لانه جاسوسي آمريكا دست استكبار جهاني از كشور كوتاه و توطئههاي آنها براي براندازي نظام مقدس اسلامي خنثي شد.
وي با اشاره به تبعيد حضرت امام(ره) در اين روز گفت: هدف همه صالحان و انبياي الهي مبارزه با استكبار بوده است و امام نيز با شيوه آن بزرگان به مبارزه با طاغوت پرداخت كه منجر به تبعيد ايشان شد و سرانجام مبارزه امام نتيجه داد و استكبار را وادار به عقبنشيني كرد.
ابراهيمي افزود: امروز وظيفه همه آحاد ملت به ويژه جوانان است كه با تلاش و دانشاندوزي و پيشرفت در عرصه علم، استكبار جهاني را نااميد كنند.
وي تصريح كرد: دشمنان هرگز دست از شيطنت و دشمني با آرمانهاي انقلاب بر نميدارند و وظيفه ملت است كه در مقابل اين توطئه ايستادگي كنند.
شايان ذكر است در روز ملي مبارزه با استكبار جهاني دانشآموزان و دانشجويان بسيجي بافت از ساعات نخستين صبح با هماهنگي و راهپيمايي از مدارس به سوي تربيت بدني بافت محل تجمع راهپيمايان گرد هم آمدند و مسئولان به ويژه مديران مدارس نيز در جمع دانشآموزان شعارهاي « مرگ بر آمريكا» و «مرگ بر اسرائيل» را سر دادند.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم دی 1388ساعت 14:23  توسط زهرا گل محمدی
|
بيژن نوباوه نماينده تهران و عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس در گفتگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، اظهار داشت: انقلاب اسلامي با آرمانهاي خود در دنيا شناخته شده و هر كس با هر چهرهاي آرمانهاي اين انقلاب مردمي را زير سئوال برد، آب به آسياب دشمن ميريزد.
وي افزود: دوستان انقلاب كساني هستند كه آرمان امام (ره)، انقلاب و قانون اساسي و راي ملت را محترم بشمارند و بي ترديد كساني كه از اين دايره بيرون بروند، فريب خوردگان و مزدوراني هستند كه از خارج هدايت ميشوند و سود كارهاي آنها نصيب آمريكا و اسرائيل ميشود.
نماينده سابق صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در نيويورك، با اشاره به توطئهها و تلاشهاي آمريكاييها در طول 30 سال گذشته عليه ملت ايران، گفت: سردمداران كاخ سفيد همواره تلاش كردهاند با اعمال نادرست اما فريبنده خود را يك دوست نشان دهند اما با افشاي ماهيت آنها نزد ملتها به نتيجه نرسيدند و لذا امروز سعي ميكنند با استفاده از ظرفيتهاي داخلي به اهداف خود برسند و آنها كه به سران استكبار خوش خدمتي كنند، متعلق به ملت نيستند.
نوباوه افزود: در انتخابات اخير مانند هر انتخاباتي مردم نظرات مختلفي داشتند و برخي نيز به برخي مسائل معترض بودند، اما كساني كه دست به آشوب و اغتشاش زدند و خود را متكي به شير با خورشيد و شمشير خواندند، بر خلاف آرمانهاي امام و انقلاب حركت كردند و با جريان ضد انقلاب پيوند خوردند.
وي با تاكيد بر اينكه ملت بزرگ ايران مانند گذشته با هوشياري از اين مرحله حساس تاريخي عبور ميكنند، تصريح كرد: از شعارهاي اصلي و ارزشمند انقلاب اسلامي"نه شرقي - نه غربي - جمهوري اسلامي بود " كه نشانگر روحيه استكبار ستيزي و استقلال طلبي ملت بزرگ ايران است.
نماينده اصولگراي تهران در مجلس هشتم در پايان گفت: امروز نماد استكبار در دنيا آمريكا و همپيمان او رژيم صهيونيستي است و كساني كه مدعي استكبار ستيزي هستند، بايد انگشت خود را به سوي سمبل استكبار نشانه روند و هر ترفندي در جهت تغيير جهت مبارزه با استكبار، انحراف است.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 20:59  توسط زهرا گل محمدی
|
سيدخلف موسوي صبح امروز در حاشيه برگزاري آيين 13 آبان روز مبارزه با استكبار جهاني در گفتگو با خبرنگار فارس در آبادان اظهار داشت: حضور پر شور مردم و جوانان بهويژه دانشجويان در راهپيمايي 13 آبان اقدامي بازدارنده است.
وي اظهار داشت: در حال حاضر دفاع مقدسي ديگري به شكل جنگ نرم عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران آغاز شده، كه حضور مردم به ويژه قشر جوان در صحنه در خنثي سازي اين توطئهها بسيار حائز اهميت است.
وي خاطرنشان كرد: دشمنان هرگز از توطئه عليه ملت ايران دست برنميدارند و شركت پرشور امروز مردم در راهپيمايي روز قدس توطئههاي آنان را نقش بر آب كرد.
فرماندار آبادان اضافه كرد: حضور حماسي مردم در اين راهپيمايي به منظور قدرداني از خون شهدا و تقويت روحيه استكبارستيزي است و مردم در سراسر ايران با حضور پرشور و با وحدت و همدلي در اين راهپيمايي شركت كرده و مشت محكمي بر دهان دشمنان نظام جمهوري اسلامي زدند.
وي در ادامه 13 آبان را افتخاري بزرگ در تاريخ انقلاب اسلامي دانست و گفت: در اين روز سرنوشتساز، دانشجويان پيرو خط امام با حمله به سفارت توانستند لانه جاسوسي را تسخير كنند، به نحوي كه امام خميني(ره) از آن روز بهعنوان انقلاب دوم ياد ميكردند.
موسوي اظهارداشت: تسخير لانه جاسوسي به دست دانشجويان پيرو خط امام در اين روز اقدامي در راستاي نشان دادن نفرت مردم مسلمان ايران اسلامي از دخالتهاي آمريكاييان در امور داخلي كشورمان و چپاول ثروتهاي خدادادي آن به دست آمريكا است.
وي در ادامه گفت: 13آبان يادآور شجاعت و دلاوري جوانان اين سرزمين است كه بياعتنا به قدرت پوشالي استكبار جهاني استقلال و آزادي خود را از بندهاي وابستگي نشان دادند.
فرماندار آبادان تصريح كرد: امروز نيز استكبار جهاني تمام تلاش خود را به كار بسته است و با استفاده از ترفندهاي مختلف ميكوشد كه راه نفوذ مجدد خود را به اين سرزمين باز كند.
وي افزود: در اين راستا ملت غيور و هميشه در صحنه ايران بايد با وحدت خود با دشمنان به مقابله بپردازند.
موسوي در پايان گفت: مردم آبادان مثل هميشه حضوري پررنگ در راهپيمايي 13 آبان داشتند و جوانان و نوجوانان دانشآموز با شعارهاي كوبنده نفرت خود را از استكبار جهاني فرياد زدند.
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 8:25  توسط زهرا گل محمدی
|
عضو ارشد اصولگرایان مستقل و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی گفت: مشی امام خمینی(ره) در مبارزه با استکبار حهانی بسیار قاطع و روشن بود.
عماد افروغ در گفتگو با مهر با بیان این مطلب افزود: امام راحل از ابتدای آغاز مبارزات خود در سال 1323 همواره مواضع قاطعی نسبت به مبارزه با استکبار داشتند و استکبار را در آمریکا خلاصه نکردند بلکه هم پیمانان آمریکا یعنی انگلیس، اسرائیل و شوروی را نیز مستکبر خواندند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: امام همواره به وجود رابطه نزدیکی میان آمریکا و اسرائیل تاکید داشتند و این دو را نماد استکبار جهانی می دانستند.
نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با بیان آنکه مقدمه اندیشه امام استکبارستیزی بود، خاطرنشان کرد: ایشان همواره با ادامه مبارزات خود علیه استکبار جهانی بر عدالت خواهی و استبدادستیزی تاکید داشتند.
این عضو ارشد اصولگرایان مستقل اظهارداشت: یکی از مهمترین آرمان ها و اهداف امام راحل استکبار ستیزی بود و این موجب شد تا نگرش ایشان درجهان مطرح شود واسرائیل نیز به عنوان یک غده سرطانی و زمینه ساز سیاست های استکباری در جهان معرفی شود.
افروغ با اشاره به اینکه روز 13 آبان نمادی از مبارزه با استکبار جهانی است افزود: حرکت انقلابی دانشجویان برای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ایران در آن زمان اقدامی بود برای احیا دوباره راه استکبارستیزی امام خمینی(ره) و به همین دلیل این دانشجویان را دانشجویان خط امام نامیدند.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه نامگذاری این روزبه عنوان روز مبارزه با استکبار بسیار به حق انجام شده است، اظهار داشت: تبعید امام به دلیل مبارزه علیه استکبار، کشتار دانش آموزان که مظهری از استکبارستیزی آنان بود وحرکت دانشجویان برای تسخیر لانه جاسوسی همه با محوریت جنبش استکبارستیزی در این روز اتفاق افتاد.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 17:1  توسط زهرا گل محمدی
|
به گزارش خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا) حجتالاسلام والمسلمين احمد پناهيان كارشناس ديني در همايش «اعتلاي اسلام، نابودي اسرائيل» كه ديروز 26 ارديبهشت به همت تشكلهاي دانشجويي سراسر كشور در دانشگاه تهران برگزار شد، به تفاوتهاي اسلام ناب محمدي (ص) و اسلام آمريكايي پرداخت.
وي با بيان اينكه تئوري و مانيفست افرادي كه براي خدا قيام ميكنند قرآن است، افزود: در قرآن كريم ابعاد اين مبارزه كاملا تبيين شده است و اين روزها نيز مقام معظم رهبري هشدار دادهاند كه جرياني قصد دارد انقلاب اسلامي را از اثر ضد استكباري بيندازد.
حجتالاسلام پناهيان آغاز مبارزه عليه باطل را با ظهور اسلام دانست و عنوان كرد: در اين مبارزه شهيد دادن لازم است و حقطلبي شهدا و ادامه راه آنها در مبارزه با استكبار معنا پيدا ميكند.
اين كارشناس ديني به شاخصههاي اسلام ناب اشاره و تصريح كرد: عدالتخواهي، اتحاد، رستگاري، تفكر و انديشه، اجتهاد و نو انديشي، سياست، عدالت و آزادي از جمله مولفههاي اين چنين اسلام پويايي است.
حجتالاسلام پناهيان اسلام آمريكايي را نقطه مقابل اسلام ناب خواند و افزود: تحجرگرايي، بدعت، رخوت، التقاط، دنياپرستي و غفلت، بيبند و باري و شهوت، انزوا و عزلت و مهمتر از همه بازيچه دست ابرقدرتهاشدن مهمترين خصوصيات اين نوع اسلام است كه استكبار به آن بسيار علاقمند است.
وي با بيان اينكه در اوج اقتدار آمريكا امام(ره) فرمود « آمريكا هيچ غلطي نميتواند بكند» عنوان كرد: امروز اين اقتدار پوشالي آمريكا نيز شكسته شده است و اگر بخواهيم ماهيت استكبارستيزي انقلاب اسلامي پايدار بماند بايد اصول انقلاب براي نسل جديد تبيين شود و تغيير دروغين سياستهاي آمريكا را نوعي تاكتيك بدانيم.
اين كارشناس ديني با اشاره به آيه«الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ» تصريح كرد: اين آيه يك قاعده براي مسلمانان است كه هر كه در برابر حكومت ديني مانع ايجاد كند، خداوند وعده نابودي ميدهد و در اعمالشان حسن قرار نخواهد داد.
وي در ادامه سخنان خود ابراز كرد: اين آيه ادبيات قرآن مجيد در مقابل كفار را ميرساند و جوانان ما در دوران دفاع مقدس با تاسي به قرآن و اتصال به ذات الهي در برابر دشمنان نه تنها تسليم نشدند بلكه صلح ذلتبار را نيز نپذيرفتند و امروز در جريان اشغال فلسطين برخي سران عربي با بيتوجهي به آيات قرآن اسرائيل را دعوت به صلح و سلم ميكنند.
حجتالاسلام پناهيان خاطرنشان كرد: پيامبر فرمودند سوره هود مرا پير كرد زيرا در يكي از آيات آن آمده است، فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ در حالي كه استقامت بايد انسان را با نشاط بكند و در روز عاشورا اباعبدالله هر چه به غروب نزديك ميشد چهرهاش برافروختهتر ميشد و در تفسير اين آيه مقام معظم رهبري ايستادن تابعين پيامبر در برار استكبار را دغدغه پيامبر اسلام(ص) ميدانند.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم دی 1388ساعت 20:56  توسط زهرا گل محمدی
|
حضور: ضمن تشكر، بفرماييد چندمين بار است كه به ايران ميآييد و در مورد امام خميني چه مطالعات و فعاليتهايي داشتهايد؟
آقاي دكتر عاطف موسوي: با تشكر، من قبلاً دو بار به ايران سفر كردهام: يكبار در هنگام چهلمين روز ارتحال امام خميني و بار دوم به خاطر شركت در كنفرانس حمايت از انتفاضه. در آن زمان مدير اخبار شبكه المنار بودم و مسئوليت پوشش خبري كنفرانس حمايت از انتفاضه فلسطين را بر عهده داشتم.

من آثار زيادي از امام خميني خوانده و شنيدهام مثل سخنرانيهاي ايشان. از ميان كتابهاي امام، كتاب چهل حديث و تحريرالوسيله را مطالعه كردهام و از طريق راديوي مستضعفين برنامههايي در جهت معرفي امام و نهضت ايشان داشتهايم. شبكه المنار و نور و شبكههاي راديويي و تلويزيوني طرفدار ايران و بعضي نهادهاي ديگر به ايران و امام خميني ميپردازند ولي برنامههاي آنان بيشتر جنبه خبري دارد.
پيروي از راه امام خميني، باعث قدرتمندي ما، در برابر دشمن صهيونيستي است
ما با كمك سيدحسن نصرالله، اين سيد علوي محمديالاصل كه بهترين شاگرد تربيت شده مكتب امام است توانستيم اسرائيل را از خاك خود بيرون برانيم
حضور: انديشه و عملكرد امام خميني چه تأثيري در تحرك مقاومت اسلامي لبنان داشته است؟
دكتر موسوي: امام خميني، امور را همانطور كه بود ميديد. ايشان عوامل قدرت مردم و ملت لبنان را آشكار ساخت. من تقريباً سالهاي اول انقلاب اسلامي امام را شناختم. علاقه ما به امام از نظر روحي و عملي به خاطر جهاد و مقابله با نيروهاي اشغالگر صهيونيست است كه دائماً سرزمين ما را نشانه ميگيرند. ما امام را از طريق فرستادگان ايشان به لبنان بيشتر شناختيم كه به حق پاسداران انقلاب اسلامي هستند و آنها را نمونه و الگوي خود قرار ميدهيم كه تأثير زيادي در شيعيان لبنان و نيز مقاومت لبنان در منطقه داشته است.
حضور: وضعيت فعلي لبنان در رويارويي با دولت اشغالگر اسرائيل چيست؟
دكتر موسوي: بنا به گفته امام خميني، اسرائيل در رأس همه مشكلات است. اسرائيل عامل ناآرامي، ترس و تهديد و ترور در منطقه است. اسرائيل نماد و تمثال بديهاست و همچون يك غدة سرطاني است. مداخلات اسرائيل علت اصلي ناامني كشور ماست. و ما بر اساس انديشههاي امام خميني مقاومت ميكنيم. مقاومت اسلامي از افكار امام خميني نشأت گرفته است.
حضور: نتيجه اين مقاومت اسلامي در برابر دشمن صهيونيستي با آن همه امكانات تسليحاتي تاكنون چه نتايجي داشته است؟
دكتر موسوي: ما آخرين تجربه مقاومت در برابر رژيم صهيونيستي را در جنگ 33 روزه تابستان گذشته پشت سر گذاشتيم. در اين جنگ تمام قدرت نظامي اسرائيل در جهت بمباران و تخريب شهرها و منازل مردم لبنان و آوارگي آنان بخصوص شيعيان لبنان بود. اين جنگ، جنگي تخريبي، شديد و خانمانسوز و با هدف نابودي غيرنظاميان بود تا از اين طريق قدرت و جرأت نظاميان نيز كاهش يابد. امّا ما با پيروي از راه امام خميني كه باعث قدرتمندي ما، در برابر دشمن است و با كمك سيدحسن نصرالله، اين سيد علوي محمديالاصل كه بهترين شاگرد تربيت شده مكتب امام است توانستيم اسرائيل را از خاك خود بيرون برانيم. مقاومت اسلامي ثمرة تفكر امام و حاصل انقلاب اسلامي ايران است كه همچون چراغي درخشان در مسير ملتهاي مسلمان و جهان عرب قرار دارد. اين مقاومت، روح و حيات را به قلب ملت ما بازگرداند و به يك واقعه بزرگ تاريخي در رويارويي با صهيونيستها و آمريكاييها تبديل شد.
حضور: چه عاملي مسلمانان و مبارزان منطقه را به اين حد از مقاومت رسانده است و وحدت عملي مسلمانان چه تأثيري در آن خواهد داشت؟
دكتر موسوي: ايران قبل از انقلاب اسلامي، وابسته به آمريكا و غرب بود؛ لبنان هم وابسته به صهيونيستها بود. اما مقاومت خالصانه و الهي امام خميني با اتكا به امدادهاي غيبي خداوند ما را از زير يوغ استعمار نجات داد. و اينك اگر ما آنطور كه امام گفته بود متحد باشيم اسرائيل نابود خواهد شد. يكي از سخنان امام به خاطرم آمد كه اگر هر مسلمان به اندازه يك سطل آب به اسرائيل بريزد صهيونيستها را سيل خواهد برد.
اگر ما آنطور كه امام گفته بود متحد باشيم اسرائيل نابود خواهد شد
مسلمانان ممكن است مواضع متفاوتي داشته باشند ولي نبايد در برابر اسرائيل ساكت بنشينند
ما از مكتب امام خميني وحدانيت حق را فراگرفتيم، ياد گرفتيم كه عزت فقط از آن خداست
حضور: آيا راه مذاكره و تفاهم با دشمني صهيونيستي كه بارها از طرف سران كشورهاي منطقه تجربه شده است تأثيري در بهبود اوضاع منطقه دارد؟
دكتر موسوي: خير، جز مقاومت و پيروزي راه ديگري نداريم. ما ميخواهيم زندگي كنيم و آزادانه زندگي كنيم و به همين دليل راهحل نهايي نابودي اين غدة سرطاني است كه بايد از ريشه كنده شود هر چند چنين چيزي نياز به وقت و استقامت دارد. ما نميتوانيم جان خود را در جهت سازگاري با بيماري به تدريج از دست بدهيم. اگر به كسي بگويند تو بيماري سرطان داري آيا ميتواند آسوده باشد؟ آيا ميتواند راحت بخوابد؟ وضع ما در قبال غاصبان صهيونيست اينچنين است. مسلمانان ممكن است مواضع متفاوتي داشته باشند و به هم نزديك يا دور شوند ولي در هر حال در برابر اسرائيل نبايد ساكت بنشينند.
حضور: مسلماً اتحاد واقعي مسلمانان اسباب پيروزي نهايي است، امّا اين اتحاد چگونه بدست ميآيد؟
دكتر موسوي: معناي اتحاد را همه ميدانند. ما نميتوانيم متحد باشيم ولي مسايل را پيچيده كنيم و در پايان دشمن بر ما غالب باشد. اتحاد يعني همگي با شدت با دشمني مقابله كنيم، هر كس در هر مقامي كه هست، هنرمند مسلمان با هنرش نويسنده با قلمش و... بايد با رژيم صهيونيستي مبارزه كنيم. وحدت از به ذلّت كشاندن دشمنان به دست ميآيد. دشمن مشخص و شناخته شده است. هيچكس در مورد غصبي بودن دولت صهيونيستي اختلاف ندارد و اينكه اسرائيل پايگاه نظامي آمريكا و غرب در منطقه است. وحدت همان است كه امام خميني به ما آموزش داد. ما از مكتب امام وحدانيت حق را فراگرفتيم؛ ياد گرفتيم كه عزت فقط از آن خداست. دورة امام مهمترين مرحله زندگي من بوده است. حب امام در قلوب ما، ريشه دوانده است. دوره امام، دورة ولادت جمهوري اسلامي و پيروزي مقاومت اسلامي از ايران تا فلسطين است و اين مهم با وحدت در مكتب امام يعني مقاومت همگي در برابر دشمني بدست آمد.
سرنوشت همه ما به هم گره خورده است و ما همه بنده خدائيم نه بنده آمريكا و صهيونيسم و تفرقه از شيطان و امر شيطاني است. وقتي ما بفهميم عزت از آن خداست ميتوانيم به تكليف خود عمل كنيم. اين معنا، درس پيامبر اكرم(ص) است، درس امام حسين(ع) است كه در زمان ما امام خميني آن را زنده كرد.
حضور: برنامههاي سالگرد بزرگداشت ارتحال امام خميني و همايش اخير يعني همايش كرامت انساني را كه در آن شركت داريد چگونه ديديد و چه نظري درباره آن داريد؟
دكتر موسوي: تجليل از امام خميني، تجليل از خودمان است. كرامت امام خميني يعني كرامت مسلمانان، يعني ارج نهادن به همه مسلمانان بلكه به همه مظلومان و مستضعفان جهان. ما بايد به امام خميني تقرب جوييم چرا كه او در اسلام ذوب شده بود، به مرحله فناي فيالله رسيده بود. به سفارش سيد محمدباقر صدر ما بايد در امام ذوب شويم و تكريم امام قدمي در اين راه است، مردي كه انقلاب مسلمانان و مستضعفان را در قرن 14 بنيان نهاد.
برنامههاي سالگرد و همايش كلاً خوب بود و با مشاركت مردمي گستردهاي برگزار شد. ما به حرم مقدس امام هم رفتيم و فيلمهايي را ديديم كه حاكي از عشق و علاقه مردم به امام بود. خوب بود خيلي از آنها به عربي نيز ترجمه ميشد. البته برنامههاي موسيقي نياز به ترجمه نداشت. طبيعت هنر اين است كه ميتواند با زبانهاي مختلف بيانگر احساسات و عواطف انساني مشترك باشد. به هر حال اين برنامهها در راه شناساندن امام خميني و انديشههاي ايشان كمك خوبي است هر چند فقط گوشهاي از اين مقصود را برساند.
حضور: چنانچه پيام ديگري داريد بفرماييد.
دكتر موسوي: از جمهوري اسلامي و از شما كمال تشكر را دارم و از خداوند مسئلت ميكنم كه ما و شما را در رويارويي و مقاومت نسبت به مستكبران بويژه آمريكا و صهيونيسم كه هر روز توطئة جديدي عليه مسلمانان طرح ميكند ياري فرمايد.
منبع:سایت حوزه
+ نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388ساعت 20:25  توسط زهرا گل محمدی
|
تأثير و بازتاب انقلاب اسلامى در اين دو دهه تنها محدود به داخل ايران و يا منطقه خاورميانه و جهان اسلام نبوده است، بلكه به نظر مى رسد اين انقلاب توانسته بر مسايل و تحولاتى فراتر از منطقه و بهويژه بر نظام بين الملل نيز تأثير بگذارد.
نبايد فراموش كرد كه انقلاب اسلامى زمانى در كشور ايران اتفاق افتاد كه نظام دو قطبى بر جهان حاكم بود و دنيا به دو بلوك بزرگ شرق و غرب تقسيم مى شد و دو ابر قدرت جهان به نام ايالت متحده امريكا و اتحاد جماهير شوروى، رهبرى و هدايت اين دو بلوك را بر عهده داشتند; اگر چه اتحاديه كشورهايى به نام جهان سوم و يا كشورهاى غير متعهد در سال 1957 به وجود آمد و به تدريج شكل گرفت ولى هرگز نتوانست تأثيرى بر نظام دو قطبى و قانون مندى آن بگذارد.
از زمان ايجاد نظام دو قطبى بعد از جنگ جهانى دوم، اين قانون مندى مطرح بود و عملاً تجربه مى شد كه هر حادثه و تحولى در دنيا اتفاق بيفتد و يا هر تغييرى در نظام هاى ملى به وجود آيد مى تواند توازن قوا را به نفع يا به ضرر يكى از دو بلوك تغيير دهد و بنابراين تقابل دو ابرقدرت در شكل گيرى و روند آن حادثه به خوبى قابل ملاحظه مى باشد. تجربه تاريخ چهل ساله نظام دو قطبى مؤيّد اين نظر است.
پيروزى انقلاب چين در 1949، جنگ كره در 1952، كودتاهاى نظامى در خاورميانه عربى، انقلاب كوبا، بحران مجارستان و ديوار برلين، بحران موشكى كوبا و همچنين جنگ ويتنام از جمله اين حوادث و اتفاقات بود كه دو ابرقدرت به حمايت يكى از دو طرف ماجرا پرداختند و با يكديگر روبه رو شده بودند.
ناگفته نماند كه رقابت دو ابرقدرت حتى در حوادث و تحولات ايران قبل از انقلاب نيز به عيان مشاهده مى گرديد. منجمله ادامه اشغال آذربايجان توسط نيروهاى روسى، نهضت ملى شدن نفت، كودتاى 28 مرداد و حوادث دهه 1950 در ايران را مى توان نام برد. اگر چه بعد از كودتاى 1332 هـ.ش. در ايران اين كشور به عنوان جزئى از بلوك غرب شناخته شد و با عضويت خود در پيمان هاى نظامى، سياسى و اقتصادى غرب، جزء لاينفك آن تلقى گرديد، مع هذا با توجه به موقعيت فوق العاده استراتژيك ايران و دارا بودن متجاوز از 2500 كيلومتر مرز مشترك با ابرقدرت شرق، شوروى نمى توانست نسبت به مسايل ايران بى تفاوت بماند و عموماً در زمينه مسايل و سياست خارجى ايران عكس العمل نشان مى داد.
در آغاز نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى (ره) و اوج گيرى آن در 15 خرداد 1342، با وجود اين كه عمدتاً لبه تيز حملات امام (ره) متوجّه امريكايى ها بود، موجب نشد كه اتحاد جماهير شوروى در قبال اين نهضت موضع مثبت بگيرد و به حمايت از اين حركت ضدامريكايى برخيزد، روسيه شوروى نه تنها چنين حمايتى از نهضت ننمود، بلكه در كمال تعجب مشاهده شد كه همچون ايالات متحده امريكا نسبت به اين قيام مردمى موضع منفى اتخاذ كرده است. اين امر ناشى از دو مسئله بود:
1. ماهيت دينى و اسلامى نهضت. با توجه به اين كه شرق و غرب على رغم اختلافاتشان در برخورد با نهضت هاى دينى بهويژه اسلامى موضع مشترك دارند.
2. حضرت امام (ره) در همان آغاز حركت، موضع خود را درباره اين دو قطب اعلام نمود و آن جمله معروف را گفت كه «امريكا از انگليس بدتر، انگليس از امريكا بدتر، و شوروى از هر دو بدتر همه از هم پليدتر اما لكن امروز سر و كار ما با اين خبيث هاست، با امريكاست».و يا اين مطلب كه: «ما با كمونيزم بين الملل به همان اندازه در ستيزيم كه با جهانخوارن غرب به سركردگى امريكا». اين جملات براى دو ابرقدرت اين پيام را داشت كه هر دو از اوج گيرى و پيروزى اين نهضت متضرر شده اند و اين انقلاب برترى آن ها را در نظام جهانى به چالش مى كشد.
با اوج گيرى انقلاب اسلامى در سال هاى 1356 و 1357 و طرح شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى»; حمايت بى دريغ دو ابر قدرت از رژيم شاه و تداوم اين حمايت هاى مشترك از دشمنان انقلاب اسلامى بهويژه رژيم عراق در دوران جنگ تحميلى، اين مطلب را به اثبات رساند كه پيروزى انقلاب اسلامى در قالب نظام دو قطبى و قوانين آن نمى گنجد بلكه اين پيروزى كه توسط مسلمانان انقلابى به دست آمده است و مقاومتى كه غالب نيروهاى مردمى و بسيجى در دوران جنگ تحميلى نشان داده اند، سستى بنيان نظام دو قطبى را به اثبات رساند.
شايد بتوان گفت كه پيروزى انقلاب اسلامى و عدم تكيه آن به يكى از دو ابر قدرت نقشى در فروپاشى نظام دو قطبى داشته است.
با روى كار آمدن ميخائيل گورباچف به عنوان دبير كل حزب كمونيست و رئيس جمهور اتحاد جماهير شوروى و ارائه سياستى مبتنى بر پرسترويكا و گلاس نوست، زنگ هاى فروپاشى بلوك شرق و به تبع آن نظام دو قطبى به صدا در آمد.
حضرت امام(ره) در همان زمان با ژرف نگرى به اين تحولات مى نگريست و اين نگرانى براى ايشان وجود داشت كه فروپاشى نظام كمونيستى به عنوان پيروزى بلوك غرب تلقى گردد و كشورهاى بلوك شرق نيز به دامان غرب و امريكا بيفتند و تشويق به الگوبردارى از نظام سرمايه دارى غرب گردند. وى در نامه اى تاريخى به گورباچف او را از اين خطرات آگاه كرد و معضل اصلى بلوك شرق را كه همانا جنگ با خدا بود به او گوشزد نمود و با تمام قدرت اعلام كرد كه جمهورى اسلامى به عنوان بزرگترين و قدرتمندترين پايگاه اسلام به راحتى مى تواند خلأ اعتقادى مردم شوروى را پر نمايد. در اين جا به خاطر اهمّيّت اين پيام بخش هايى از آن را درج مى كنيم:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاى گورباچف، صدر هيأت رئيسه اتحاد جماهير سوسياليستى شوروى
با اميد خوشبختى و سعادت براى شما و ملت شوروى، از آن جا كه پس از روى كار آمدن شما چنين احساس مى شود كه جناب عالى در تحليل حوادث سياسى جهان، خصوصاً در رابطه با مسايل شوروى، در دور جديدى از بازنگرى و تحول و برخورد قرار گرفته ايد، و جسارت و گستاخى شما در برخورد با واقعيات جهان چه بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلى حاكم بر جهان گردد، لازم ديدم نكاتى را يادآور شوم. هر چند ممكن است حيطه تفكر و تصميمات جديد شما تنها روشى براى حل معضلات حزبى و در كنار آن، حل پاره اى از مشكلات مردمتان باشد، ولى به همين اندازه هم شهامت تجديدنظر در مورد مكتبى كه ساليان سال فرزندان انقلابى جهان را در حصارهاى آهنين زندانى نموده بود قابل ستايش است. و اگر به فراتر از اين مقدار فكر مى كنيد، اولين مسئله اى كه مطمئناً باعث موفقيت شما خواهد شد اين است كه در سياست اسلاف خود داير بر «خدازدايى» و «دين زدايى» از جامعه، كه تحقيقاً بزرگ ترين و بالاترين ضربه را بر پيكر مردم كشور شوروى وارد كرده است، تجديدنظر نماييد; و بدانيد كه برخورد واقعى با قضاياى جهان جز از اين طريق ميسر نيست. البته ممكن است از شيوه هاى ناصحيح و عملكرد غلط قدرتمندان پيشين كمونيسم در زمينه اقتصاد، باغ سبز دنياى غرب رخ بنمايد، ولى حقيقت جاى ديگرى است. شما اگر بخواهيد در اين مقطع تنها گره هاى كور اقتصادى سوسياليسم و كمونيسم را با پناه بردن به كانون سرمايه دارى غرب حل كنيد، نه تنها دردى از جامعه خويش را دوا نكرده ايد، كه ديگران بايد بيايند و اشتباهات شما را جبران كنند; چرا كه امروز اگر ماركسيسم در روش هاى اقتصادى و اجتماعى به بن بست رسيده است، دنياى غرب هم در همين مسائل، البته به شكل ديگر، و نيز در مسائل ديگر گرفتار حادثه است.
جناب آقاى گورباچف، بايد به حقيقت روآورد. مشكل اصلى كشور شما مسئله مالكيت و اقتصاد و آزادى نيست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعى به خداست. همان مشكلى كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشيده و يا خواهد كشيد. مشكل اصلى شما مبارزه طولانى و بيهوده با خدا و مبدأ هستى و آفرينش است.
جناب آقاى گورباچف، براى همه روشن است كهاز اين پس كمونيسم را بايد در موزه هاى تاريخ سياسى جهان جستوجو كرد; چرا كه ماركسيسم جواب گوى هيچ نيازى از نيازهاى واقعى انسان نيست; چرا كه مكتبى است مادى، و با ماديت نمى توان بشريت را از بحران عدم اعتقاد به معنويت، كه اساسى ترين درد جامعه بشرى در غرب و شرق است، به درآورد.
حضرت آقاى گورباچف، ممكن است شما اثباتاً در بعضى جهات به ماركسيسم پشت نكرده باشيد و از پس اين هم در مصاحبه ها اعتقاد كامل خودتان را به آن ابراز كنيد; ولى خود مى دانيد كه ثبوتاً اين گونه نيست. رهبر چين اولين ضربه را به كمونيسم زد و شما دومين و على الظاهر آخرين ضربه را بر پيكر آن نواختيد. امروز ديگر چيزى به نام كمونيسم در جهان نداريم. ولى از شما جداً مى خواهم كه در شكستن ديوارهاى خيالات ماركسيسم، گرفتار زندان غرب و شيطان بزرگ نشويد. اميدوارم افتخار واقعى اين مطلب را پيدا كنيد كه آخرين لايه هاى پوسيده هفتاد سال كژى جهان كمونيسم را از چهره تاريخ و كشور خود بزداييد. امروز ديگر دولت هاى هم سو با شما كه دلشان براى وطن و مردمشان مى تپد هرگز حاضر نخواهند شد بيش از اين منابع زير زمينى و رو زمينى كشورشان را براى اثبات موفقيت كمونيسم، كه صداى شكستن استخوان هايش هم به گوش فرزندانشان رسيده است، مصرف كنند.
آقاى گورباچف وقتى از گلدسته هاى مساجد بعضى از جمهورى هاى شما پس از هفتاد سال بانگ «الله اكبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمى مرتبت ـ صلى الله عليه و آله و سلم ـ به گوش رسيد، تمامى طرفداران اسلام ناب محمدى(صلى الله عليه وآله) را از شوق به گريه انداخت. لذا لازم دانستم اين موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار ديگر به دو جهان بينى مادى و الهى بينديشيد.
از شما مى خواهم درباره اسلام به صورت جدى تحقيق و تفحّص كنيد. و اين نه به خاطر نياز اسلام و مسلمين به شما، كه به جهت ارزش هاى والا و جهان شمول اسلام است كه مى تواند وسيله راحتى و نجات همه ملت ها باشد و گره مشكلات اساسى بشريت را باز نمايد. نگرش جدى به اسلام ممكن است شما را براى هميشه از مسئله افغانستان و مسائلى از اين قبيل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و هميشه خود را در سرنوشت آنان شريك مى دانيم. با آزادى نسبى مراسم مذهبى در بعضى از جمهورى هاى شوروى، نشان داديد كه ديگر اين گونه فكر نمى كنيد كه مذهب مخدر جامعه است.
راستى مذهبى كه ايران را در مقابل ابرقدرت ها چون كوه استوار كرده است مخدر جامعه است؟ آيا مذهبى كه طالب اجراى عدالت در جهان و خواهان آزادى انسان از قيود مادى و معنوى است، مخدر جامعه است؟ آرى، مذهبى كه وسيله شود تا سرمايه هاى مادى و معنوى كشورهاى اسلامى و غيراسلامى، در اختيار ابرقدرت ها و قدرت ها قرار گيرد و بر سر مردم فرياد كشد كه دين از سياست جدا است مخدر جامعه است. ولى اين ديگر مذهب واقعى نيست; بلكه مذهبى است كه مردم ما آن را «مذهب امريكايى» مى نامند.
در خاتمه صريحاً اعلام مى كنم كه جمهورى اسلامى ايران به عنوان بزرگ ترين و قدرتمندترين پايگاه جهان اسلام به راحتى مى تواند خلأ اعتقادى نظام شما را پر نمايد. و در هر صورت، كشور ما هم چون گذشته به حسن هم جوارى و روابط متقابل معتقد است و آن را محترم مى شمارد. و السلام على من اتبع الهدى.
روح الله الموسوى الخمينى
11/10/67
با توجه به تغيير مواضع اتحاد جماهير شوروى و به دنبال آن، استقلال روسيه فدراتيو، جمهورى اسلامى نيز در قبال اين همسايه شمالى خود سياست جديدى را اتخاذ نمود.
در واقع دهه دوم انقلاب با ايجاد رابطه جديد و استراتژيك با اين همسايه شمالى آغاز گرديد كه اين رابطه در تمام اين دوران و تاكنون نقشى كليدى و استراتژيك در تحولات جهانى و منطقه اى داشته است و نيز معادلات قبلى نظام بين المللى را به هم ريخته است. جمهورى اسلامى از يك طرف در مورد جمهورى هاى استقلال يافته شوروى سابق با ظرافتى خاص، اقدام به گسترش و توسعه روابط خود نمود كه در فصل قبل به آن پرداختيم. از طرف ديگر روابط صميمانه و استراتژيكى در زمينه هاى نظامى، اقتصادى و تكنولوژيك با مسكو برقرار كرد.
مسافرت آقاى هاشمى رفسنجانى به مسكو بلافاصله بعد از رحلت امام(ره)، زمينه هاى اين رابطه را ايجاد نمود و با عقد موافقت نامه هاى متعدد به آن استحكام بخشيد، مهم ترين بخش اين تفاهمات در زمينه انتقال تكنولوژى و دانش فنى ساخت سلاح هاى استراتژيك از جمله جنگنده هاى هوايى، تانك و زيردريايى بود كه توانست خلأ ايجاد شده در اين زمينه را در دوران جنگ پر نمايد. موافقت با تكميل نيروگاه اتمى بوشهر توسط روس ها كه على رغم تعهدات دولت آلمان، به علت مخالفت امريكا هم چنان نيمه تمام مانده بود نگرانى جدى امريكا را برانگيخت. آثار فروپاشى نظام دوقطبى تنها به روابط جديد ايران و فدراسيون روسيه محدود نمى شود، بلكه بر آينده نظام بين الملل و مواضع غرب بهويژه امريكا نيز تأثير مى گذارد.
فروپاشى اتحاد جماهير سوسياليستى شوروى كه منجر به تغيير و تحول در ساختار اين نظام قدرتمند گرديد، ضمن پايان دادن به دوران حاكميت نظام دو قطبى، جامعه جهانى را با اين سؤال بسيار مهم و سرنوشت ساز، مواجه ساخت كه نظام آينده جهان از چه نوع خواهد بود و بر اساس چه معيارها و ضوابطى استوار خواهد شد؟
فروپاشى ابرقدرت شرق و شكست ايدئولوژى ماركسيسم ـ لنينيسم، با افول قدرت، به ظاهر شكست ناپذير شوروى و كناره گيرى آن از رهبرى بلوك شرق همراه بود و در نتيجه زمينه بسيار مناسبى براى ابر قدرت ديگر; يعنى ايالات متحده امريكا به وجود آورد تا با استفاده از اين خلأ، اقتدار بلامنازع خود را بر كل جهان بسط و گسترش دهد. لازم به ذكر است كه اگر چه نظريه پردازان ايالات متحده امريكا مدعى بودند كه فروپاشى بلوك شرق نه تنها ناتوانى ايدئولوژى ماركسيسم ـ لنينيسم را به اثبات مى رساند، بلكه مبين توان مندى نظام سرمايه دارى مى باشد و نظام سرمايه دارى مبتنى بر ليبراليسم و دموكراسى از نوع غربى آن، كه امريكا در رأس اين نظام قرار دارد، حق دارد بر جهان بشريت سلطه و تفوق داشته باشد، به طورى كه بنا به ادعاى فوكوياما اين تفوق تا پايان تاريخ ادامه خواهد داشت. لكن نگرانى ناشى از پايان يافتن دوران جنگ سرد و متلاشى شدن بلوك شرق كه مى توانست خطر جدى كنارگذاردن ابرقدرت ديگر را از رهبرى دنياى غرب در پى داشته باشد، سياست مداران و زمامداران امريكا را ناگزير ساخت كه با اتخاذ سياستى جديد و نوعى چاره انديشى، تلاش لازم را براى حفظ و تداوم رهبرى دنياى غرب و سلطه بر كل جهان، به عمل آورند.
بعضى از نظريه پردازان امريكايى ، پايان جنگ سرد را زمينه مناسبى براى القاى اين انديشه مى دانستند كه نظم و صلح جهانى حضور و استقرار قدرت مسلطى را ايجاب مى كند كه با تكيه بر منابع مادى و قدرت مطلقه خود، قادر به تأمين و تضمين امنيت و رفاه عمومى باشد. متعاقب آن انديشه پردازان امريكايى، دكترين جديدى تحت عنوان «نظم نوين جهانى» عرضه كردند. دكترين مزبور بر اين پايه استوار بود كه ايالات متحده امريكا، يعنى تنها ابرقدرت باقى مانده از دوران جنگ سرد، براى اعمال نفوذ مؤثّر خود در جهان، كماكان نيازمند حفظ ميزان قابل توجهى از نيروى نظامى خويش در سطح جهان مى باشد. نظريه مزبور مورد توجه تعدادى از متفكرين سياست بين الملل در دانشگاه هاى امريكا قرار گرفت و آنان را به توجيه و دفاع از آن مشغول داشت.
در حالى كه شرط تداوم و استحكام نظم جديد مى توانست بر پايه دو اصل اساسى استوار باشد:
اول آن كه دولت امريكا هم چنان توانايى و اقتدار رهبرى نظام جهانى را از نظر نظامى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى داشته باشد.
دوم اين كه اعضاى جامعه جهانى تبعيت از چنين نظمى را هم چنان پذيرا باشند و در مقابل خواسته هاى امريكا تمكين نمايند و در صورت بروز تمرد و نافرمانى، دولت متمرد و نافرمان را تنبيه نموده، او را به جاى خود بنشانند.
بعد از فروپاشى نظام دو قطبى و طرح نظام تك قطبى، انقلاب اسلامى هم چنان موضع آشتى ناپذير خود را با نظام هاى ظالمانه اى كه دست پرورده قدرت هاى بزرگ بودند، حفظ كرد و به عنوان اولين «متمرد» و نافرمان در نظام تك قطبى شناخته شد و دولت امريكا تلاش خستگى ناپذيرى براى تنبيه اين «متمرد» نشان داد تا بتواند با تحكيم و تثبيت قانونمندى اين نظام جديد، به سلطه بلامعارض خود بر جامعه جهانى عينيت بخشد. طرح هايى مانند طرح گين گريج، داماتو و استراتژى مهار دوگانه از جمله تلاش هاى امريكا براى تحت فشارگذاردن ايران به حساب مى آيد.
اين تلاش ها عليه ايران نه تنها فايده اى در جهت پذيرش و تثبيت نظام تك قطبى نداشت، بلكه مقاومت جمهورى اسلامى مشوق ساير كشورها در مخالفت با اين نظام ظالمانه مى گرديد و نهايتاً موجب شكست زودهنگام آن شد. در واقع طرح نظريه برخورد تمدن ها كه در سال هاى اخير مطرح گرديده است نه تنها اعلانى بر شكست زود هنگام نظام تك قطبى بود بلكه موجب انحراف افكار عمومى جهان و سرپوش گذاشتن بر واقعيت تضادى بود كه حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامى افشاگر آن بوده اند، يعنى تضاد ميان سلطه گران، از يك طرف و ملت ها از طرف ديگر و در يك كلام به طور خلاصه تضاد ميان مستكبرين و مستضعفين در همه جهان كه انقلاب اسلامى و حضرت امام (ره) به عنوان طراح اين نظريه و حامى و منادى مستضعفين، پرچم مبارزه را به دست گرفته، بر عليه همه زورمداران جهانى قيام كردند.
استعمارگران به دست عمال سياسى خود كه بر مردم مسلط شده اند، نظام اقتصادى ظالمانه اى را تحميل كرده اند و بر اثر آن، مردم به دو دسته تقسيم شده اند: ظالم و مظلوم...
به عبارت ديگر انقلاب اسلامى نه تنها موجب پيروزى ملت ايران بر رژيم ستم شاهى گرديد، بلكه آغازگر حركتى جهانى براى در هم شكستن نظام هاى زورمدارانه جهانى با تكيه بر بيدارى و قيام ملت هاى محروم و تحت ستم گرديد كه ذيلاً به توضيح چارچوبه نظام تعريف شده توسط حضرت امام و انقلاباسلامى مى پردازيم.
انقلاب اسلامى به عنوان يك انقلاب ايدئولوژيك و با جهان بينى خاص خود كه از مكتب اسلام سرچشمه گرفته است، نه تنها در بعد ملى احياگر برنامه ها و نظريات خاص اسلام براى حكومت و دولت مدارى است، بلكه در بعد جهانى نيز با توجه به جهان شمولى مكتب اسلام افكار و نظرياتى خاص دارد و ارايه دهنده نظام جهانى ويژه خود مى باشد.
انقلاب اسلامى مانند هر انقلابى، بنا بر ماهيت برنامه ها و اهداف خود، مفاهيم، واژه ها و اصطلاحات خاص و ويژه اى را به ارمغان آورده است كه بعضى از آن ها خود دنيايى از انديشه هاى ناب هستند. از جمله اين واژه ها و اصطلاحات نوين عناوينى چون مستضعفين، مستكبرين، جهان استكبارى و يا حاكميت مستضعفين را مى توان نام برد.
انقلاب اسلامى و رهبرى آن نه تنها نظريات حاكم بر روابط بين الملل و نظام هاى جهانى موجود را كه نشأت گرفته از انديشه هاى ماكياول، هابس و هانس مورگنتا مى باشد و حق را همان زور مى داند، مردود مى داند، بلكه بر اين اعتقاد و نظريه حركت مى كند كه:
سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستكبرين است و تا اين سلطه طلبان بى فرهنگ در زمين هستند مستضعفين به ارث خود كه خداى تعالى به آن ها عنايت فرموده نمى رسند، حكومت پابرهنگان حق است.
حضرت امام(ره) از آغاز نهضت اسلامى و بهويژه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى همواره در بيانات و نوشته هاى خود به نظام جهانى مطلوب از ديدگاه اسلام و انقلاب اسلامى اشاره مى كردند. با استفاده از مطالب و نوشته هاى ايشان به شرح كليات اين نظام خواهيم پرداخت:
1. برخلاف ماركسيست ها كه معتقد به جبر تاريخ بوده و حاكميت طبقه كارگر را اجتناب ناپذير مى دانستند، حضرت امام معتقد بودند كه تنها با بيدارى و آگاهى يافتن ملت هاى مستضعف به حقوق حقه خود و قيام عليه مستكبرين به پيروزى خواهند رسيد. «مستضعفين بايد قيام كنند». مستضعفين همه ممالك بايد حق خودشان را با مشت محكم بگيرند. «منتظر نباشند كه آن ها حق آن ها را بدهند. مستكبرين حق كسى را نخواهند داد».
2. در عين اين كه ايجاد آگاهى و قيام عملى مستضعفين براى تحقق حاكميت خود بر جهان ضرورى و اجتناب ناپذير است، با تكيه بر آيه شريفه قرآن، پيروزى آنان نيز حتمى و قطعى است.
هان اى ملت هاى جهان كه مستضعفيد; از جاى برخيزيد و حق خود را بستانيد و از عربده هاى قدرتمندان نهراسيد كه خداوند با شماست و زمين ارث شماست و وعده خداوند متعال تخلف ناپذير است.
3. حفظ سلامت و بقاى صلح جهانى نه بستگى به برقرارى موازنه قوا و نه ساير نظام هاى ارائه شده و تجربه شده انديشمندان و سياست گزاران غرب دارد، بلكه تنها به واسطه نابودى و شكست قدرت هاى استكبارى امكان پذير مى باشد.
4. مستضعفين نه محدود به مسلمانان و نه ملت هاى جهان سوم مى باشند، بلكه همه توده هاى تحت سلطه استكبار در اكناف عالم حتى آن هايى كه تحت حاكميت دولت هاى مستكبر شرق و غرب مى باشند، مستضعفينند. بنابراين هيچ يك از عوامل جغرافيايى فرهنگى و تقسيم بندى هاى دولت ـ ملت نمى تواند بيانگر مرزبندى ميان مستضعفين و مستكبرين باشد. بنابراين، نظريه برخورد تمدن ها و يا برخورد فرهنگ ها و يا حتى قطب بندى هاى جهانى چيزى جز در راستاى تداوم سلطه مستكبرين و يا رقابت و تضاد ميان مستكبرين در تقسيم غنايم و استثمار و استضعاف جوامع و ملت هاى مختلف نيست.
5 . برخلاف نظام هاى قبلى كه بر پايه انديشه هاى سكولاريستى و اومانيستى شكل گرفته و مروج لذت گرايى، و مصرف گرايى به عنوان يك زندگى خوب بوده اند، اين نظام بر پايه بازگشت به دين و حاكميت خداوند قرار دارد و زندگى سعادت مندانه را در گرو پاى بندى هر چه بيشتر به تقوا، نظم اخلاقى و باورهاى معنوى و الهى مى داند و فرهنگ بوالهوسى و ثروت اندوزى را كه شيوه مستكبرين مى باشد به شدت طرد و نفى مى نمايد.
6 . مسلمانان به طور اعم و ملت مسلمان ايران به طور اخص ـ كه توانسته اند بر استكبار غلبه پيدا كنند ـ به بركت بهره مندى از مكتب اسلام نقش هدايت و رهبرى اين خيزش عظيم جهانى را بر عهده دارند. به عبارت ديگر گسترش و صدور انقلاب اسلامى به معناى تلاشى در جهت مبارزه جهانى با استكبار و حمايت از مستضعفين مى باشد.
به نظر مى رسد كه در قرن بيست و يكم بعد از گذر از يك نظام چند قطبى، جامعه جهانى وارد يك نظام جديد دو قطبى خواهد شد كه در يك قطب آن قدرت هاى مستكبر با همه امكانات نظامى و اقتصادى خود متمركز شده و در قطب ديگر، ملت هاى مستضعف جهان به ويژه ملت هاى مستضعف جهان سوم به رهبرى مسلمانان بيدار و آگاه قيام كرده و مستكبرين را به زانو در خواهند آورد.
دولت هاى مستكبر اگر چه داراى تجهيزات و امكانات تسليحاتى، نظامى و اقتصادى قابل توجهى بوده اند و خواهند بود، ولى ناچار هستند در دو جبهه داخلى و خارجى وارد يك جنگ بى امان با توده هاى بيدار و آگاه گردند كه در آن شرايط همه آن امكانات قادر به نجات زورمداران نخواهد بود.
انقلاب اسلامى در نظام چند قطبى كه در حال شكل گرفتن است، نقش فعالى را بايد و مى تواند به عهده بگيرد. در بلوك بندى آينده و در مقابل زياده خواهى هاى ايالات متحده امريكا علاوه بر بلوك در حال شكل گيرى اروپا، بلوك قدرتمند ديگرى در غرب آسيا مركب از روسيه، چين، هند و جمهورى اسلامى در حال شكل گيرى است. اين چهار قدرت بزرگ به خاطر برخوردارى از منابع عظيم قدرت و نداشتن خواست هاى جاه طلبانه به خوبى مى تواند موجبات مقابله امريكا را فراهم نمايد. در اين بلوك بندى جمهورى اسلامى مى تواند به خاطر برخوردارى از اين ايدئولوژى پويا و قدرتمند، موقعيت استراتژيك و منابع و ذخائر عظيم زير زمينى، تا آن زمان كه ملت ها آگاهى لازم يافته و براى به دست گرفتن سرنوشت خود قيام كنند، نقش مهمى را بر عهده داشته باشد.
على رغم فشارهاى امريكا در مجموع و حداقل از نظر تجارى و اقتصادى، روابط جمهورى اسلامى با اروپا، در حال گسترش است و اين در شرايطى است كه سه بحران مهم، روابط با اروپا را با اختلالاتى مواجه كرد كه مهم ترين آن ها ماجراى فتواى حضرت امام(ره) عليه سلمان رشدى، نويسنده كتاب آيات شيطانى بود.
اين فتوا آن چنان غوغايى در جهان غرب ايجاد كرد كه نه تنها موجب فراخوانى سفراى كشورهاى اروپايى از تهران گرديد، بلكه نظم بين المللى ساخته دنياى غرب را به چالش كشيد. فتواى امام نشان داد كه مكتوب ساده يك رهبر اسلامى مى تواند از ديوارهاى امنيتى مستحكم غرب گذر كند و غرب را مجبور نمايد براى حراست از جان يك شهروند، نيروهاى امنيتى فراوانى را براى سال هاى طولانى به كار گيرد و هنوز بعد از گذشت بيش از يك دهه و رحلت صادر كننده فتوا، نتوانسته امنيت لازم را براى رشدى فراهم آورد.
معادلات جهانى و نظام بين المللى در حال تحول و دگرگونى است. امريكايى ها بعد از شكست نظام تك قطبى و بى اعتبارى نظريه برخورد تمدن ها، نظريه جهانى شدن و دهكده كوچك جهانى را مطرح مى كنند كه در اين دهكده جهانى به كدخدايى امريكا، همه نظام هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى ديگر بايد از بين بروند و تحت الشعاع نظام سياسى اقتصادى و فرهنگى امريكا قرار گيرند و در واقع سلطه امريكا بر جهان براى هميشه تثبيت گردد. به گفته فوكوياما به پايان تاريخ خواهيم رسيد! اگرچه روى نظريه جهانى شدن تبليغات فوق العاده اى راه انداخته اند و بسيارى از ملت هاى جهان سوم را در مقابل اين نظريه منفعل و مرعوب كرده اند ولى ترديدى وجود ندارد كه گسترش ارتباطات ميان ملت ها لزوماً به معناى تداوم سلطه غرب بهويژه امريكا نخواهد بود. اين در حالى است كه بر اساس وعده الهى و قرآنى حاكميت جهانى با مستضعفين و به رهبرى مهدى موعود خواهد بود
منبع:كتاب انقلاب اسلامى زمينه ها و پيامدها
مؤلف : دكتر منوچهر محمدى.
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 0:0  توسط زهرا گل محمدی
|
پولادين و سخن حق و مشت گره كرده شما، مسلمانان دنيا را زنده كرد. استكبار نمى تواند اين را علاج كند. ما ضربه و شكست را بر امريكا و استكبار وارد كرديم . امام (ره ) اين بذر را پاشيد. چه كار مى توانند بكنند؟ براى همين است كه استكبار، در مقابل ملت ايران ، دستپاچه است .

فرموده هاي حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار با جمع كثيرى از علما، روحانيون ، مسؤ ولان و اقشار مختلف مردم استان خراسان ، در سالروز ولادت امام رضا(ع )
تاريخ سخنرانى : 15/3/1369
منبع:كتاب اقتدار ملّى در كلام رهبر معظم انقلاب اسلامى
تهيه شده در: معاونت فرهنگى ستاد كل نيروهاى مسلّح
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 13:37  توسط زهرا گل محمدی
|